خوب گوش کن. می شنوی؟!

"من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم"

این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم.

دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟

"اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با کشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید"

نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست!

الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!

حسین(ع)؟ حسین(ع) کیست؟ کدام حسین را می گویی؟!

آهان، فهمیدم. همان حسین را میگویی که هر سال به بهانه محرمش، مشکی می پوشیم و صبح تا شب و شب تا سحر، سینه برایش می زنیم و عزاداری اش می کنیم.

همان که مداحان و مرثیه خوانان، حسین زهرا می خوانندش و از روضه ها و دردها و مصیبت هایش ناله سر میدهند.

همان که گفته اند با 72 تن از یارانش و با خاندان و اهل بیتش، در کربلا وارد شد و در برابر سپاه یزید ایستاد و جنگید و با لب تشنه شهید شد.

همان که... !

آری صدا را می شناسم. می گویند که حسین خیلی غریب بود. مظلوم و بی یار و یاور بود. الحق که چه سرگذشت تلخ و دردناکی داشت این #حسین.

باید سالهای سال برایش عزاداری کنیم و نوحه سر دهیم و سیه بپوشیم و بر سر و سینه زنیم. جانم به فدای حسین(ع) که پس از گذشت چهارده قرن هنوز هم مظلوم است!

آری برادر. من این حسین را می گویم و اما این تمام حسین(ع) نیست.

حسینی که من می شناسم، تمام اینها که تو گفتی در وصفش درست است، اما اینها تعریف حقیقی حسین(ع) نیست.

حسینی که من شناختم، حسینی بود که نمی خواست بهانه عزا و گریه من و تو باشد. نمی خواست که هزار و چهارصد سال بعد، من و تو، تنها به فکر مصائب و دردها و غربت و تشنگی اش باشیم و گریه کنیم و بر سر بزنیم.

حسین(ع) به کربلا نرفت تا ما تمام سال غرق کبیره و صغیره باشیم اما ده روز ابتدای محرم، سیه پوش شویم و ناله کنان به خیابان بریزیم که یا حسین و یا الهی العفو ...

برادر، حسین(ع) به کربلا نرفت تا من و تو، بهانه ای داشته باشیم برای گریه کردن و اشک ریختن. نه اینکه گریه و اشک بر عزای حسینِ زهرا ناپسند باشد که

والله اجر قطره قطره این اشکها را تنها خدا می داند و بس.

اما برادر؛

حسین(ع)، به کربلا رفت تا مبادا اسلام، آنگونه که معاویه ها و عمر و عاص ها و یزیدها و شمرها و عمر سعدها می خواهند، اسلام سازش و تسلیم، اسلام زر و زور و تزویر، اسلام سرمایه داری منهای عدالت، اسلام کاخ های مرمرین، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام شیطانی شناخته شود.

حسین(ع)، با تمام اهل بیتش، با زن و فرزند و کوچک و بزرگش، و با بهترین یارانش (که سلام و درود خدا بر آنها باد) به کربلا رفت، تا اسلام حقیقی زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که برایش سنگ ها به دندان محمد(ص) خورد و خاکسترها بر سرش پاشیده شد و جگر حمزه ها برایش دریده شد زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که فاطمه(س) برای دفاع از حریم ولایتش، درب به پهلویش کوبیده شد و محسنش شهید شد، زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی علی(ع) و سلام های بی جوابش، معنا و مفهوم بیابد.

حسین(ع)، به کربلا رفت تا درخت نرمش قهرمانانه و عزت مدارانه حسن(ع)، ثمر پیدا کند.

حسین(ع)، برای دفاع از اسلام عدالت خواه، اسلام استکبار ستیز، اسلام مستضعفین و محرومان و در یک کلام اسلام ناب، به کربلا رفت و چه دردناک به شهادت رسید.

برادر، حسینی که من می شناسم، برای اطاعت امر خدا ولو به قیمت ارباً اربا شدن علی_اکبر(ع) و پرپر شدن علی_اصغر(ع) و قطع الیمین شدن عباس(ع)، به کربلا رفت.

من از حسینی دم می زنم که حاضر شد برای رضای خدا، تمام خاندانش به اسارت شقی ترین دشمنان خدا درآیند تا مبادا اسلام ناب محمد(ص)، اسلام ناب علی(ع) و فاطمه(س)، اسلام ناب حسن_مجتبی(ع)، رنگی به جز حقیقت نگیرد.



به راستی حسین(ع) کیست؟

چگونه زیست؟

چگونه سخن گفت؟

چگونه جانش را در راه معشوق نثار کرد؟


او فقط رضای خدا را جست و جان خویش و اهل بیت خویش و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود.

تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند،
او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند،
او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید،
او میخواست مکتب توحیدی لا_اله_الا_الله باقی بماند،
او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند،
او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد،
او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

اَلسَّلامُ_عَلَیْکَ_یا_اَبا_عَبْدِ_اللَّهِ

نام او، یاد او، خاطره شگفت انگیز او و داستان شگرف کربلای او، همه و همه در طول تاریخ برای همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، پندآموز، امیدزا و انقلاب گستر است.

به راستی کدامین ملت را میتوان سراغ گرفت که با روح و خون حسین همگرایی کنند و به افتخارات معنوی آن نائل نشوند ؟

خون حسین، مایه حیات‏ بخشی است که در گذر زمان بر کالبد ملت‏ها دمیده می‏شود و آنها را به زندگی فرا می‏خواند و حضرت_سیدالشهدا(ع) زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند و عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش را متجلی می سازد.

باشد که با سیره و خلق و خوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم و به گونه ای دوستی با او و خاندانش را ابراز کنیم که چگونه زیستن، چگونه مردن، و آزادگی را از او درک نموده باشیم. چرا که شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان های امام_حسین(ع) سرآغاز درک آزادی و آزاد اندیشی است ...

 

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست

 در جوابم این چنین گفت و گریست

 لیلی و مجنون فقط افسانه ایست

 عشق در دست حسین بن علیست..

 

 

 

عاشورا
ashora
moharam
محرم
حسین
امام_حسین
کربلا
شیعه
عزاداری
محرم
ایران
تاسوعا
قمه
ashoora
ashuora
shia
shiite
muslim
moharram
moharam
Moslem
ashura

 

 

با تشکر از لینک زیبای بانو Zahedeh

/ 0 نظر / 21 بازدید